ERNOS

ور نیز جراحت به دوا باز هم آید/از جای جراحت نتوان برد نشان را

گنجور » سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۱۸
تا پیشترت بوسه دهم دست و کمان را. سعدی ز فراق تو نه آن رنج کشیدست. کز شادی وصل تو فرامش کند آن را. ور نیز جراحت به دوا باز هم آید. از جای جراحت نتوان برد نشان را.


ديوان سعدي – غزليات – شماره ١٨: ساقي بده آن کوزه ياقوت روان را
تا پيشترت بوسه دهم دست و کمان را. سعدي ز فراق تو نه آن رنج کشيدست. کز شادي وصل تو فرامش کند آن را. ور نيز جراحت به دوا باز هم آيد. از جاي جراحت نتوان برد نشان را.


دیوان سعدی – غزلیات – شماره ١٨: ساقی بده آن کوزه یاقوت روان را
زین دست که دیدار تو دل می برد از دست. ترسم نبرم عاقبت از دست تو جان را … شادی وصل تو فرامش کند آن را. ور نیز جراحت به دوا باز هم آید. از جای جراحت نتوان برد نشان را …


شرح و تفسیر غزل شماره 18 دیوان سعدی شیرازی – دیدار جان
شاعر : ابو محمد مصلح بن عبدالله ملقب به سعدی شیرازی. کتاب : دیوان اشعار … 11) ور نیز جراحت به دوا بازِ هم آید / از جایِ جراحت نتَوان بُرد نشان را.


غزلیات سعدی/ غزل 14 تا 17
سعدی ملامت نشنود ور جان در این سر می‌رود. صوفی گران جانی ببر … ور نیز جراحت به دوا باز هم آید. از جای جراحت نتوان برد نشان را. غزلیات سعدی سعدی …


گلچین غزلیات سعدی – سارا شعر
سعدی ملامت نشنود ور جان در این سر می‌رود صوفی گران جانی ببر ساقی … ور نیز جراحت به دوا باز هم آید از جای جراحت نتوان برد نشان را من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی …


مطالب اسفند 1389 – شعر و دلنوشته
ور نیز جراحت به دوا باز هم آید از جای جراحت نتوان برد نشان را من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی را … گر به سر می‌گردم از بیچارگی عیبم مکن چون تو چوگان می‌زنی جرمی …


بهناز: ور نیز جراحت به دوا باز هم آید از جای جراحت نتوان – تیوال
ور نیز جراحت به دوا باز هم آید از جای جراحت نتوان برد نشان را از: سعدی. ۰۱ شهریور ۱۳۹۳. دوست دارم گزارش نظردهی. ≡. پیوند این نوشته · رهام، soheila، سمانه کهربائیان، …


سعدی – ساقی بده آن کوزه یاقوت روان را – شعر نو
وان گه که به تیرم زنی اول خبرم ده, تا پیشترت بوسه دهم دست و کمان را. سعدی ز فراق تو … فرامش کند آن را. ور نیز جراحت به دوا باز هم آید, از جای جراحت نتوان برد نشان را …


پست های مربوط به کشیدست
sanaz: سعدی ز فراق تو نه آن رنج کشیدست‍‍ کز شادی وصل تو فرامش کند آن را ور نیز جراحت به دوا باز هم آید از جای جراحت نتوان برد نشان را. شعر و دوبیتی.


از جای جراحت نتوان برد نشان را – طــه
وان گه که به تیرم زنی اول خبرم ده. تا پیشترت بوسه دهم دست و کمان را. ور نیز جراحت به دوا باز هم آید. از جای جراحت نتوان برد نشان را … Posted by …


غزلیات سعدی – روستای آقداش
طاقت وعظ نباشد سر سودایی را نتواند که کند عشق و شکیبایی را ور نبیند چه بود … زنی اول خبرم ده سعدی ز فراق تو نه آن رنج کشیدست ور نیز جراحت به دوا باز هم آید … دهم دست و کمان را کز شادی وصل تو فرامش کند آن را از جای جراحت نتوان برد نشان را …


غزليات سعدي 1 تا100 – گلشهر شعر فارسي
سعدی ملامت نشنود ور جان در این سر می‌رود صوفی گران جانی ببر ساقی … کز شادی وصل تو فرامش کند آن را ور نیز جراحت به دوا باز هم آید از جای جراحت نتوان برد نشان را.


غزلیات – یا حسین – blogfa
… درد کشیدن به امید دوا. سر نتوانم که برآرم چو چنگ, ور چو دفم پوست بدرد قفا ….. وصل تو فرامش کند آن را. ور نیز جراحت به دوا باز هم آید, از جای جراحت نتوان برد نشان را …


Kamran Sh – ور نیز جراحت به دوا باز هم آید از جای جراحت …
ور نیز جراحت به دوا باز هم آید از جای جراحت نتوان برد نشان را.


Mohammad M. on Twitter: “ور نیز جراحت به دوا باز هم آید از …
16 Aug 2018. 1 Retweet; 41 Likes; HN MEHRAN · Ordinateur · ال هام · حضرت · ειαπε …


هفته سوم تیر ۱۳۹۵ – دریچه ای بر باغِ بسیار درخت
ور نیز جراحت به دوا باز هم آید. از جایِ جراحت نتوان برد نشان را…. “سعدی”. :: برچسب‌ها: سعدی. نویسنده : نقش قلم. شعله و خاشاک. پنجشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۵. شعله‌ای خواست به …


گزیده ادبیات کلاسیک : منتخب غزلیات سعدی شیرازی | در …
در اینجا بنده به سلیقه خود منتخب غزلیات سعدی را از میان ۵۰ غزل اول غزلیات سعدی …. ور نیز جراحت به دوا باز هم آید. از جای جراحت نتوان برد نشان را.


شعرواره ذبیح – Telegram
سعدی ز فراق تو نه آن رنج‌کشیدست کز شادی #وصل تو فرامش‌کند آن را ور نیز #جراحت، به #دوا باز هم آید از جای جراحت، نتوان برد #نشان را #سعدی · @zabih_ma.


“نامه‌ای از لندن؛ در حکایت و شکایت زبان فارسی – BBC News …
به عبارت دیگر، زبان اجتماعی به طور کلّی در سه «رُکن» خلاصه می‌شود: …. کند آن را / ور نیز جراحت به دوا باز هم آید / از جای جراحت نتوان برد نشان را .».


ور نیز جراحت به دوا باز هم آید؛ از جای جراحت نتوان برد نشان – …
ور نیز جراحت به دوا باز هم آید؛ از جای جراحت نتوان برد نشان.


غزلیات – مرکز سعدی شناسی
سعدى از آن جا كه فهم اوست سخن گفت ور نه كمال تو، وهم كى رسد آن جا؟ ….. تو فرامُش كند آن را. ور نيز جراحت به دوا باز هم آيد از جاى جراحت نتوان برد نشان را …


برچسب‌ها:, , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

فروشگاه مارکت سنتر